الشيخ رسول جعفريان
187
حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )
سزاوارتر است . « 1 » مسلم كه همهء ناراحتيش براى امام حسين عليه السّلام بود ، از عمر بن سعد كه قريشى بوده و به هر روى ادعاى خويشى با مسلم داشت ، خواست تا به دو وصيت كند . نخستين وصيت او اين بود تا كسى را نزد حسين عليه السّلام بفرستد و او را از آمدن به كوفه منع كند . ديگر آن كه جنازهء او را كفن و پس از آن وى را دفن كند . سوم آن كه بدهى او را با فروختن شمشير و ديگر وسايلش بپردازد . پس از آن بود كه مسلم را به شهادت رساندند . بدون شك مسلم فردى بسيار عفيف و متّقى بود . براى اثبات چنين نكتهاى ، علاوه بر اعتمادى كه امام حسين عليه السّلام به او داشت ، مىتوان به بدهى او در كوفه اشاره كرد ، وى حاضر نشد از كسى پول بگيرد « 2 » و در اين مدّت با هفتصد درهم كه قرض كرده بود مخارج خود را گذرانده بود . در وقت شهادت براى اداى بدهى خود ، وسايل خود را در معرض فروش نهاده بود . نكتهء ديگر ، موقعيّتى است كه مسلم مىتوانست ابن زياد را از بين ببرد و نبرد . هنگامى كه ابن زياد به كوفه آمد ، شريك بن اعور يكى از شيعيان بصره نيز همراهش به كوفه آمد . شريك در كوفه مريض شد و در خانهء هانى بن عروه كه از شيعيان بود ، بسترى گرديد . در همين زمان مسلم نيز در اين خانه مخفى بود . ابن زياد تصميم به عيادت از شريك گرفت . قبل از آمدن او ، شريك از مسلم خواست در فرصت مناسب و با علامتى خاص ، كه خواندن شعرى بود ، مسلم بر ابن زياد حمله كند و او را از بين ببرد . امّا مسلم چنين نكرد . بعد از رفتن ابن زياد ، وقتى مورد توبيخ شريك واقع شد ، گفت هانى راضى نيست ابن زياد در خانهء او كشته شود . سپس مسلم اشاره به حديث پيامبر صلّى اللّه عليه و آله « الايمان قيد الفتك » كرده ، گفت : از نظر اخلاق اسلامى اين گونه كشتن پسنديده نيست . « 3 » نكتهء اوّل نمىتواند در مورد هانى چندان مورد قبول باشد ؛ جز آنكه احتمال بدهيم هانى از ترس اين كه مبادا بعدها ، با آمدن اهل شام تمام زندگى او تباه شود ، از اين كار وحشت داشته است . در مورد نكتهء دوم حتى اگر مسلم به اين حديث استدلال
--> ( 1 ) . الفتوح ، ج 5 ، ص 98 ، 99 ؛ تاريخ الطبرى ، ج 4 ، ص 283 ( 2 ) . الفتوح ، ج 5 ، ص 57 ؛ مقتل الحسين ، ج 1 ، ص 197 ؛ مبعوث الحسين ، ص 123 ( 3 ) . الكامل ، ج 4 ، ص 27